![]() |
![]() |
|
| ترشحات مغزی من |
|
لعنت به تمام ماتیکهای قرمز، تمام مانتوهای آبی کم رنگ و تمام کیفهای کوچک و کفشهای پاشنه بلند سفید و تمام شلوارهای لی پاچه بالا، تمام کلاسهای ساعت ده صبح، تمام برگهای پاییزی و تمام بادهای سوزدار. لعنت به عشقهایی که جرات ابرازشان نیست چون همه چیز به تو می گوید که این غلطهای زیادی به تو نیامده. لعنت به شبهای تنهایی و تصویرهایی که در ذهن ثابت می مانند و هیچ جا نمیروند.
پ.ن: شاید نزدیک یک سال بود که ننوشته بودم امیدوارم ادامه پیدا کنه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 23:53 توسط سامان |
|
|
صفحه نخست پروفایل من پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خواندن این مطالب کمکی به شناخت من نمی کنه
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 |
| پیوندها |
|
پسر معمولی علی کوچیکه نارتسیس پاییز نقطه تو خالی جنون جوانی نقطه سر خط به سادگی |
|
RSS
|